مرتضى مطهرى

637

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در كار نيست ، پس قهراً آن طبقهء محروم را مأيوس مىكند از اينكه بتواند كارى انجام بدهد . مىگويد كه اگر مقدّر باشد كه چنين كارى بشود خود به خود خواهد شد و اگر مقدّر نباشد نخواهد شد . جنبهء سوم اينكه مذهب معتقد به عدل الهى است و مىگويد چون هرچه كه در عالم صورت مىگيرد به امر و ارادهء خدا صورت مىگيرد و خداوند متعال عادل است پس اساساً وضع موجود وضع عادلانه است ؛ عدالت همين است كه هست ، ديگر ظلمى وجود ندارد . آنچه كه هست همين است [ و تغييرپذير نيست ، ] نه فقط از جنبهء اينكه بايد باشد و چاره‌اى نداريم كه اين ظلم را عوض كنيم بلكه اساساً اين ظلم نيست عين عدل است . پس فكر عالم آخرت ( جنبهء اول ) تأثيرش به اين شكل است كه اگرچه آنچه كه هست برخى عدل است و برخى ظلم و احياناً مىشود تغيير بدهيم ولى حالا چيزى كه عوض دارد گله ندارد ، وقتى كه اين قابل جبران در جاى ديگر است چه ضرورتى دارد كه ما اينجا خودمان را به زحمت بيندازيم . فكر قضا و قدر به بشر مىگويد كه اساساً اينها تغييرپذير نيست ، پس تلاش بيهوده نكن . فكر عدل الهى يك درجه بالاتر مىرود و مىگويد اصلًا آنچه كه هست عين عدل است . پس اين سه نوع فكر مختلف است كه مذهب مىدهد . اينها قهراً ضد يكديگر هم هست ولى خوب ، اينها را همين‌طور مخلوط با همديگر ذكر مىكنند . - مىشود بفرماييد اينها چگونه ضد يكديگر هستند ؟ استاد : براى اينكه آن اولى را كه ما مىگوييم اين محروميتها جبران مىشود ، پس معنايش اين است كه يك عدم تعادلى اينجا وجود دارد ، آنجاست كه تعادل برقرار مىشود . پس ما قبول كرديم كه اينجا عدل نيست ولى آنچه كه عدل نيست اگر آنجا جبران نمىشد [ ظلم بود ] ولى چون در آنجا جبران مىشود عدل برقرار مىشود ، يعنى دنياى ديگر ملاك عدل دنياست ، اينها دوتا كفهء ترازو هستند كه اگر او نبود اين ظلم بود . و اما اين آخرى مىگويد اساساً عين عدل است . خوب ، اگر عين عدل است ديگر جبران نمىخواهد ، ظلمى صورت نگرفته كه جبران بخواهد . اين تضاد و تناقض هم ميان اين حرفها هست . - اين را ممكن است توجيه كنند بگويند عين عدل است با توجه به آخرت . استاد : نه ، مىگويند اصلًا اين ظلم نيست ، آنچه تو دارى عين عدل است ، آنچه هم او دارد عين عدل